دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هوای تو را کرده. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم.به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم.دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا م داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
به خاطر روی زیــــــــبای تو بــــــــــــودکه نگاهم به روی هیـــــچ کس خیره نماندبه خاطر دستان پر مـــــــهر و گرم تو بودکه دســــــت هیچ کس را در هم نفـــشردمبه خاطر حرفهـــــــای عاشـــــقانه داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 245 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
مي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از توبگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهياگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
دوستم نداشت دروغ میگفت هر بار که بسراغم می امد با گریه میگفتم راستش را بگو اگر مهر به دیگری داری ترا می بخشم و باز خنده ای میکرد و می گفت:جز تو مهر به کسی ندارم تا این که یک روز ب داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
اي كاش مي توانستم بگويم چقدر دوستت دارماي كاش مي شد لرزش دستانم را در دستهايت حسي كني اي كاش مي توانستم آسمان آبي قلبت را توصيف كنم اي كاش مي شد صداي هق هق گريه هايم را بشنوياي كاش مي ت داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 167 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
سرد است روزگارم در نبودت كجايي مهربان ، گرمم كني با دستهايت دلم از بي كَسي غرقاب ِ غم شد كج داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
تقدیم به بهترینم وقتی میشی نیاز من اگه نباشی پیش من تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
آخرش رفتی و من تنها شدمیه غروبِ سردِ بی فردا شدمیه روزی از غصه ی تو پیر میشمرفتی و جای تو خالیه پیشمآخرش نموندی و خاطره موندرفتی و رفتن تو دلُ سوزوندولی من سپردمت به آسموندست اون شاهدِ عشق پاکموننیست داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
دفتر عشـق که بسته شددیدم منم تموم شــــــــــــــــــــدمخونم حلال ولی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــدونبه پایه تو حــــروم شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدماونیکه عاشـــق داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22
دقیقا یادم نیست فک کنم اواخر سال 87 بود که جرقه های اولیه دوستیم خورد . تو یه دانشگاه تو یه شهری شلوغ با مردمی رنگارنگ . شروع جالبی داشتیم یادمه تا صبح برای اولین بار مشغول پیامک بازی بودیم یه بیقراری داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 15:22